مرتضى مطهرى

52

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

تأثير كلام اسلامى در فلسفهء اسلامى بحثهاى كلامى اسلامى هر چند به نتيجهء نهائى نرسيد ولى اين مباحث كمك و مدد فراوانى كرد به حكما و فلاسفهء اسلامى در مسائل الهيّات . يكى از جهاتى كه فلسفهء اسلامى در مسائل « الهيّات بالمعنى الاخص » سرزمينهاى جديدى فتح كرد و فاصله‌اش با فلسفهء يونانى و اسكندرانى زياد شد مايه‌هايى است كه از كلام اسلامى گرفت . متكلّمين ، اين حق را به گردن فلاسفه دارند كه افقهاى نوى گشودند و مسائل ويژه‌اى طرح كردند اگر چه خود از عهدهء حلّ آنها برنيامدند . متكلّمين علاوه بر اينكه با طرح يك سلسله مسائل ، راه را براى فلاسفه باز كردند ، از راه ديگر نيز خدمت بسزائى كردند ، و آن اينكه چون در مقابل انديشهء يونانى تسليم نبودند ، به مقام معارضه برمىآمدند و به چهرهء فلسفه و فلاسفه ناخن مىزدند ، در ردّ فلسفه و فلاسفه كتاب مىنوشتند و آراء آنها را نقض و رد مىكردند . باب تشكيك و ترديد در انديشه‌هاى فلسفى را آنها باز كردند . تصادم و اصطكاك آراء و عقايد متكلّمان با آراء فلاسفه ، و تلاشهاى سخت فلاسفه براى خروج از بن‌بستها ، تحرّك خاصّى در الهيّات فلسفهء اسلامى بوجود آورد . در تلاشهاى سخت است كه برقهايى مىجهد و سرزمينهاى تازه‌اى كشف مىشود . مكتب عقلى شيعى در اين ميان مكتب كلامى و فلسفى شيعى جالب توجه است . مكتب معتزله و اشاعره كه از آنها سخن گفتيم هر دو مربوط است به جهان تسنن . شيعه همچنانكه در فروع احكام ، استقلال داشت ، در اصول و مسائل كلامى فلسفى و به اصطلاح در « معارف اسلامى » نيز كاملا مستقل بود . در مكتب كلامى و فلسفى شيعى ، مسائل عدل و توحيد ، مطرح و عميق‌ترين نظريات ابراز گرديد . در چهار مسألهء معروف ، يعنى عدل و عقل و استطاعت و حكمت ، جانب معتزله حمايت شد و به همين جهت شيعه جزء « عدليّه » به شمار آمد . ولى در مكتب شيعه ، مفهوم هر يك از اين چهار تا با آنچه معتزله به آن معتقد بودند تفاوتهايى داشت . مثلا در مكتب شيعى هرگز « اختيار » به صورت « تفويض » و واگذارى كه نوعى سلب اختيار از ذات حق و نوعى استقلال در فاعليّت و نوعى خداگونگى براى انسان